أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

142

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

پشت او مىنشستند و بر مىخاستند [ ! ] . مانند ديوار محكم بود و طبيعى بود كه در كار دعوت خود استوار باشد ، چرا كه به سرعت و صبر و اراده شهرت داشت . عمر بن عبدالعزيز گويد : روزى به ابوسليكه گفتم : وصف ابن زبير را براى ما بگوى . او گفت : به مانند او كسى را كه پوستى روى گوشت و گوشتى روى عصب و عصبى روى استخوان و جانى چنين در جسد ، به مانند او نديدم ؛ در وقت محاصرهء مكه آجرى از منجنيق ميان ريش و سينهء او خورد ، اما او هيچ نهراسيد و نمازش را قطع نكرد و جز براى ركوع سر فرود نياورد . غرورش هم تا همين حد بود و نفسى شريف داشت ، همچنان كه فصيح و داراى بيانى نيرومند و صدايى رسا بود ، به طورى كه وقتى سخن مىگفت صدايش را كوه ابوقبيس باز مىگرداند . « 1 » اينها صفات و ويژگىهايى است كه براى رهبرى و زعامت به كار مىآيد . بنابراين شگفت نيست كه در خط رهبرى مسلمانان افتاده باشد . آنچه بايد به اين مطالب ضميمه كرد ، تعصب او نسبت به سرزمين مكه است كه محل تولد اسلام در حجاز بود و او تلاش مىكرد تا نيروى آن را باز گرداند تا بتواند آشفتگى دنياى اسلام را از ميان ببرد و از آنجا بر مقدّرات دنياى اسلام سيطره يابد . نيز به اين مطالب بايد افزود كه امويان در بلاد اسلام چه كردند . مسلمانان در سراسر جهان اسلام شاهد اقدامات امويان بودند كه نمونه‌اش كشته شدن امام حسين عليه السلام و مباح كردن مدينه و جنگ با مكه و تغيير روش شورايى به ملوكيت و نظام موروثى در حكومت بود ، كارهايى كه جاى نقد و ايراد فراوان داشت . جمع اين شرايط ، به علاوهء آن ويژگىها ، زمينه را براى پيروزى ابن زبير و توجه مسلمانان در شهرهاى اطرف به او فراهم كرد . « 2 » با اين همه خواهيم ديد كه با وجود اين شرايط مساعد و مناسب ، زمان چندانى نگذشت كه حكومت او سست گرديد و خلافت

--> ( 1 ) . بنگريد : كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 260 ؛ تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 850 . ( 2 ) . به رغم اين وضعيت ، برخى از اشخاص بزرگى مانند عبداللَّه بن عباس ، محمد بن حنفيه ، عبداللَّه بن عمر ، و علىابن الحسين در مقابل ابن زبير موضع گرفتند . ابن عباس مجبور به ترك مكه شده به طائف رفت و همان‌جا درگذشت . ( ج )